|
برگرفته از : mahdiarafati.blogfa.com من در اين آشفته بازار شما پرده برمي دارم از كار شما محمدرضا آقاسی، شاعر شوریده ای که پس از گذر چند سال از مرگش، روز به روز برایم زنده تر می شود و اشعار نابش را دائما در ناخودآگام زمزمه می کند. کجائی قلندر! کجائی که این روزها را ببینی! کجائی که شمشیر واژهگونت را از غلاف خاموشی بیرون کشی و کار عافیت طلبان را یکسره کنی.
دلاور! بازآ و ببین که "والیان مسند اشرافیت"، چگونه "رایت سبز علی" را به یغما برده اند. بیا و بار دیگر در گوش من بخوان حدیث پرغصه شیعه را؛ شیعه بودن چیست؟ بغض منفجر شیعه یعنی یک نگاه منتظر هر گلی در انتظار چیدن است هر گیاهی شیعه روئیدن است پس تشیع در طبیعت جاری است پس جهان یک باغ مذهب کاری است منتظر هستیم ما در هر نماز تا اذان برخیزد از خاک حجاز بر لباس این حقیقت لکه نیست پرده دار این اذان جز مکه نیست...
|